أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
557
آثار الباقيه ( فارسى )
سعد اخبيه « 1 » - چهار ستاره است كه عدد از آن به هيئت مثلثى حادة الزاويه است و يكى از آنها در ميانه اين مثلث است كه اين مثلث دايرهوار بر گرداگرد آن مركز است و اين يك ستاره موسوم به سعد است و ستارههاى ديگر كه بر گرد آنند اخبيه او هستند يعنى چادرها ، و برخى گفتهاند وجه تسميه سعد اخبيه آن است كه چون اين منزل طلوع كرد آنچه از هوام پنهان بودند آشكار مىشوند و سعد اخبيه در دست راست ساكب الماء جاى داد . فرغ اول - كه عرقوه علياء موسوم است و نيز دو دسته دلو خوانده مىشود . فرق ثانى - فرغ ثانى را عرقوه سفلى و دو دسته دلو كه در قسمت پشت آن واقعند مىدانند و آن نيز بر هيئت عرقوه علياست و اين چهار ستاره نزد اعراب دلو محسوب است . بطن حوت - كه قلب حوت ناميده مىشود و آن ستارهايست درخشان در يكى از دو پارهء شكم حوت كه آن را رشاء گويند و اين دو غير از دو سمكهايست كه در صور بروج محسوباند و اين ستارگان در بالاى ميزان هستند از شمار كواكب مرأة مسلسله است يعنى زنى كه شوهر نديده . بيان جداولى در احوال منازل قمر و طلوع آن كواكب و احوال آنان كه در سال هزار و سيصد اسكندرى ترتيب داده شده اين فصل را خلاصه كردم و پارهاى از حالات ديگر نيز بر آن افزودم و با اختلاف آراء در جدول احوال منازل قمر جاى دادم و طلوع كواكب منازل را در سال هزار و سيصد اسكندرى بنابر امر اوسط كه علماء ذكر كردهاند نقل نمودم و اين قول را در جدول ديگرى كه از احوال كواكب اين منازل گفتگو مىكند جاى دادم و هركس كه در اين دو جدول نظر كند براى فهم مقصود از مشاوره با دانشمندان بىنياز خواهد بود و آن دو جدول اين است كه خوانندگان ملاحظه مىكنند .
--> ( 1 ) - گردى بر آبى بيخته زر از ترنج انگيخته * خوشه ز تاك آويخته مانند سعد الاخبيه ( منوچهرى )